تبليغاتX
یاس مشهد
حلالم کنید
سلام

نمیدونم آقا ازم چی دیده که واسه دومین بار منو طلبیده پیشه خودش کربلا.دیده دورا دورا ادم نمیشم گفته بیا کربلا شاید فرجی بشه .


اصلا باورم نمیشه که دارم میرم کربلا.اون چه موقعه!شبهای قدر نجف  و کربلا وایییییییییییییی خدا جونم مرسی باورم نمیشه هنوز.

دوستان همگی حلالم کنید.

دعاگوتون هستم ان شالله

>> نوشته شده در چهارشنبه سوم شهریور 1389ساعت 2:46 بعد از ظهر  توسط  یاس مشهد  | 
یه توفیق اجباری
سلام

هفته  پیش خدا قسمتمون کرد که واسه مبعث پیامبر(ص)قم باشیم.وقتی رفتیم قم گرما بی داد میکرد. این اولین سفری بود که با شوهرم تنهایی با ماشین خودمون میرفتیم.کلی تو راه بهمون خوش گذشت مگر اون قسمت گرما زدگیش که حسابی منو انداخت.


توی حرم حضرت معصومه(س)یه آقای یه کارتون دستش بود شوهرم گفتن که توش کبوتره میخواد تو حرم پروازشون بده.منم پامون زمین کوفتم که منم یکی از اونا رو میخوام.شوهرمم گفتن برم چی بهش بگم ؟بگم بچمون کبوتر میخواد ؟

خلاصه هر طوری بود راضی شد که بره واسم کبوتر بگیره.منم از فرط خوشحالی نمیدونستم با کبوتره چیکار کنم.ا.ونم با این قیافه که همه داشتن نگاه میکردن. منم هرچی قدرت داشتم کبوترو فرستادم تو اسمون وای یه حس خوبی داشتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت.



>> نوشته شده در چهارشنبه سی ام تیر 1389ساعت 3:16 قبل از ظهر  توسط  یاس مشهد  | 
نقد ایت الله حائری درباره کتاب سفیر سلامت



>> نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1389ساعت 6:8 بعد از ظهر  توسط  یاس مشهد  | 
باباجون روزتون مبارک

سلام

این مطلب رو فقط برای بابا جونم میزنم که سی سال خالصانه به جامعه خدمت کردند.و این روز به همه معلمهای زحمت کش تبریک میگم.


معلمي شغل نيست؛ معلمي عشق است. اگر به عنوان شغل انتخابش کرده اي، رهايش کن و اگر عشق توست مبارکت باد. (شهید رجایی )

 

اوست خدایی که در میان مردم درس نخوانده پیامبری از خودشان مبعوث کرد تا آیاتش را بر آنها بخواند وآنها را تزکیه کند وکتاب وحکمت بیاموزد . (سوره مبارکه جمعه ، آیه 2 )

تعليم و تعلم از شئون الهي است و خداوند، اين موهبت را به پيامبران و اولياي پاک خويش ارزاني کرده است تا مسير هدايت را به بشر بياموزند و چنين شد که تعليم و تعلم به صورت سنت حسنه آفرينش  درآمد. معلم، ايمان را بر لوح جان و ضميرهاي پاک حک مي کند و نداي فطرت را به گوش همه مي رساند. همچنين سياهي جهل را از دل ها مي زدايد و زلال دانايي را در روان بشر جاري مي سازد.در اين مسير مقدس ، بزرگاني همچون علامه شهيد استاد مرتضي مطهري گام نهاده اند که نامشان بر تارک زمان مي درخشد . شهيد مرتضي مطهري  يكي از آن معلمان راستين است كه با نگاه  تركيبي  به همه معارف بشري نظر مي كند و   تمامی تلاشهاي علمي و عملي را  مقدمه اي براي عبادت مي داند و با شهادت، عبادت عملي و علمي خود را كامل مي سازد . به همين مناسبت روز شهادت اين بزرگ مرد فرزانه را روز معلم ناميدند .

 

امام خميني (ره) در رابطه با نقش معلم می فرمایند:

نقش معلم در جامعه، نقش انبياست؛ انبيا هم معلم بشر هستند. تمام ملت بايد معلم باشند؛ فرزندان اسلام تمام افرادش معلم بايد باشند و تمام افرادش متعلم.

 

حضرت امام جعفر صادق (ع)  در رابطه با مقام ومنزلت معلم می فرمایند:

«هنگامي که روز قيامت شود، خداوند تمام انسان ها را جمع مي کند و چون ترازوي اعمال نهاده شد و خون شهيدان را با مرکب قلم عالمان و معلمان بسنجند، ارزش مرکب آنان بر خون شهيدان فزوني خواهد داشت ». اين ارزش بدان جهت است که شهيدان در ساية علم و تربيت معلمان  و تعليم شايستة آنان به خدا راه يافته و لياقت شهادت نصيبشان شده است.

 

حضرت امام سجاد (ع)  در رابطه با مقام معلم می فرمایند:

حضرت سجاد (ع) در فرمايشات خود سفارش بسياري در حفظ حقوق معلم از سوي شاگردان دارند  و مي فرمايد:« حق کسي که عهده دار تعليم توست آن است که او را بزرگ شماري و مجلس او را سنگين بداري و نيکو به وي گوش فرا دهي و روي خود را بر او کني و با او بلند سخن نگويي و کسي را که از او چيزي  مي پرسد تو پاسخ ندهي و بگذاري که خود او پاسخ گو باشد و در مجلس او با هيچ کس به صحبت ننشيني و در محضر او بدگويي از کسي نکني و اگر از او در نزد تو بدگويي شد از او دفاع کني و عيب پوشش باشي و فضايل و مناقب او را آشکار کني و با دشمنش همنشيني نکني و با دوستش دشمني نورزي؛ پس چون چنين کردي، فرشتگان خداي تعالي به سود تو گواهي خواهند داد که مقصد و مقصود تو از او و فرا گرفتن دانش او فقط براي خدا بوده نه به خاطر مردم ».


عارفان با عشق عارف مي شوند


 بهترين مردم معلم مي شوند


عشق با عارف مکمل ميشود


هر که عاشق شد معلم مي شود.

>> نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389ساعت 0:19 قبل از ظهر  توسط  یاس مشهد 
اقا مرا هم دوست داری؟

امام زمان (عج)

 

مولا شنیدم لاله ها را دوست داری

آیینه های آشنا را دوست داری

با یاد قرآنی که بر نی خوانده می شد

صوت مناجات و دعا را دوست داری

مولا شنیدم نی حکایت کرد از تو

می گفت دل های رها را دوست داری

مولا شنیدم در مقام آسمان ها

تنها مقام کربلا را دوست داری

از اهل بیتت،از دلت پیداست بسیار

آتش گرفتن در خدا را دوست داری

مولا اگر چه این لیاقت را نداریم

اما بگو آیا تو ما را دوست داری؟

--------------------------------------------------

         راستی سایت طب سنتی کانون فرهنگی رهپویان وصال راه افتاده.

و نسخه جدید کتاب سفیر سلامت رو هم در حال چاپ داريم

http://www.rahpouyan.cn

                                       

>> نوشته شده در شنبه چهارم اردیبهشت 1389ساعت 2:7 بعد از ظهر  توسط  یاس مشهد  | 
سفر با لشکر
به نام خدا

سلام

از اون جای که امام رضا مارو طلبید و رفتیم مشهد ،اما چه مشهدی،عالی تا حالا این قدر بهم خوش نگذشته بود.قرار بود ما با بروبچ کانون بریم مشهد ولی بابم اصرار داشتن که سال اول رو با ماشین خودمون بریم.خلاصه شدیم 15 نفر و عازم کوی یار شدیم.بگذریم که توی راه چقدر بهمون خوش گذشت.تا اینکه یه روز بعد از بچه های کانون رسیدیم مشهد.امسال میشد 8 سال که جلوی گنبد سالمو تحویل میکنم ولی امسال برنامه کانون یه جور دیگه بود.واقعا به همه چسبید تو اون سرما که همه با پتو اومده بودن بیرون یک جوری با هم روبروی گنبد شعر میخوندن انگار که نه انگار هوا سرده.روز بعد سال تحویل 15 نفری رفتیم خونه یکی از دوستای مشهدیمون که فرزند شهید هست و پدرشم جز شهدای مشهور مشهد و جنگ هست.شهید علیمردانی که تنگ چزابه که نام این شهید هست.قرار شد 3 از مشهد حرکت کنیم به سمت تهران.بابام اینا و خالم اینا رفتن سمت شمال. و از هم جدا شدیم و تا هم اکنون به وطن باز نگشتن.

با همه این حرفا امام رضا خیلی خیلی بهمون خوش گذشت بنده نوازیتون عالیه.

>> نوشته شده در یکشنبه هشتم فروردین 1389ساعت 11:19 قبل از ظهر  توسط  یاس مشهد  | 
یا امام رضا(ع)
سلام

اگه خدا بخواد امسال برای هشتمین بار سال تحویل جلو گنبد اقا هستم و با اولین سالگرد ازدواجم یکی میشه.

امام رضا ممنون از اینکه این همه هوامو داری،از اینکه نزاشتی توی این یکسال آب تو دلم تکون بخوره،از این زندگی خوب و موفقیت های که نصیبم شده ممنون.

به خاطر همه ناسپاسی هایم شرمنده،بخاطر بعضی ناشکری هام شرمنده.

فقط امسال این هشتمین باره  بد جوری به دلم یه حال و هوای دیگه انداخته که باید حتما یه چیزه ویژه ازتون بگیرمو برگردم.

        من آهویی فراریم تو در کمندم کرده ای

       هر وقت زمین خوردم رضا ازجا بلندم کرده ای

دوسسسسسسستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت دارممممممممممممممم امام رضااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا


>> نوشته شده در پنجشنبه بیستم اسفند 1388ساعت 12:14 بعد از ظهر  توسط  یاس مشهد  | 
دغدغه بزرگه من
سلام بر كسي نامش سلام است.

توي اين درگيري ها و كشمكش ها هر كه رو مي بيني داغ كرده يه جورايي.يكي فحش ميده، يكي توهين مي كنه، يكي طرفداري مي كنه و.................

خدايا نمي دونم آخر و عاقبتم چي ميشه.ولي خيلي مي ترسم از اينكه منم مثل اونايي بشم كه يك عمر سنگ دين و امام حسين رو به سينه مي زدند.واسه انقلاب كردن صف اول بودن،ولي الان چي ؟؟

ما ها كه يكم ادعاي بچه مذهبيمون ميشه تا يه نگاه به نامحرم مي كنيم، تا نمازمون از وقتش ميگذره احساس مي كنيم كه گناه خيلي خيلي بزرگي كرديم كه خدا ديگه نگاهمون نميكنه ديگه دعاهامونو گوش نميكنه؟

ولي با ديدن اين جماعت يه خورده تو مي خورم كه چرا يهو اين جوري ميشه ؟

نكنه نكنه خدايي نكرده منم گناهاي كوچيك واسم مهم نباشه و هي هر چي خدا ستاريت كنه  من هم مثل اين آقايون رودريده تر بشم؟؟


خدايا آخرو عاقبتم رو بخير كن !!!!!!!!!!!!!!!!!!

خدايا از اين دنياي كثيف مي ترسم .ميترسم منم هم مثل مردم شام و كوفه بشم .

خدايااااااااااااااااااااا كمكم كن.

>> نوشته شده در جمعه هجدهم دی 1388ساعت 1:5 قبل از ظهر  توسط  یاس مشهد  |